-         این جا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است، دل عجب موجود سخت جانی است ، هزار بار تنگ می شود ، می شکند ، می سوزد ، می میرد و باز هم می تپد !

-         من از نهایت شب حرف می زنم .من از نهایت تاریکی  و از نهایت شب حرف می زنم .

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم..

-         بارا ن میبارد به حرمت کداممان نمیدانم.من همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت است.خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد ، نیاز کن.

-         گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ، ناخود آگاه لبخندی روی لبانت می نشاند ، چقدر دوست دارم این لبخند های بیگاه و این بعضی ها را....

-         پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا ودر آن باغ کسی می خواند  که خدا هست دگر غصه چرا ؟ آرزو دارم :خورشید رهایت نکندو تو را از دل آن کس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند.

-         حضور آرامت مدت هاست در کنارم نیست.... ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است.

-         بیادتم نه به خاطر آن که به یادم باشی ، به خاطر آن که لایق به یاد ماندنی.