- این جا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است، دل عجب موجود سخت جانی است ، هزار بار تنگ می شود ، می شکند ، می سوزد ، می میرد و باز هم می تپد !
- من از نهایت شب حرف می زنم .من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم .
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم..
سلام امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد.یادتون نره حتما برام نظر بذارین!