گریه
با صدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم
چه برسد به مرور خاطرات با هم بودنمان.....
با صدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم
چه برسد به مرور خاطرات با هم بودنمان.....
زير پاهاي تو.........
گفتم کدام را ؟؟؟
عمر رفته را ؟؟؟
روح شکسته را ؟؟؟
دل مرده اما تپنده را ؟؟؟
حالا من هیچ جواب این چشم هاراچه میدهی؟؟؟
گفتم جبران میکنی ؟؟؟؟
گفت کدام را ؟؟؟
تـو بـ ـہَ افـتـادن مـن بــ ــر روے زمـیـن خــندیـدے ....
و مـن تـمــآمـ ـ حـوآسـمــ ـ بـه چـشـمـآن مـردم بـــ ـود ،تـآمـبـآدآ
عـاشـقــ ـ خـنـدهـ هایـتــ ـ شـونـد ...!
چه می شود خدا را
که به معجزه ای
تمام کند
این قصه ی پرغصه را؟!
چه می شود خدا را
که به معجزه ای
تمام کند
این قصه ی پرغصه را؟!
اگر سکوت کرده ام به روی زندگی ،
به پای خوب بودنم نگذار !
روزگار با ضربه هایش مرا لال کرد....
فقط گه گداری لبخند میزنم
که بداند هنوز هم مقاومم
برای ضربه هایش...
پرهیاهوترین دقایق زندگیم هستند
مملوازآننچه که میخواهم بگویم
و
نمیگویم...
چه سکوتی برپاست
تومی روی ومن..........
عجیب است
چراحرفی نمیزنم؟چراتنهافقط بابغض و گریه باید نگاهت میکنم
شاید این تنها فرصت من است که باردیگر به توبگویم نرو وتوهرگز باورنکنی بعدرفتنت...
وتوبانگاهی سنگین ومعنادار ترکم کنی وندانی که تاآخرعمرم آن نگاه همراه من است و عذابم میدهد..
می روی؟؟
باشد برو...
حرفی نیست فقط بدان انصاف نبود که من دوباره تنهاشوم
حالاکارمن فکرکردن به رویای برگشتن توست...
کاش...می شد که بازگردی
کاش............................................
ازحرف آدمها دلگير مشو! نيش زدن طبيعت آنهاست!
سالهاست که به هواي باراني ميگويند: هواي خراب...!!!
که گویا نفسی حبس کردم در اب
می سپارم ارزوهایم را به دست دریا
که شاید مرحمی باشد برای قلب شکسته ی ناپیدا
می کشم ارزوهایم را به دست طوفان
تا نگویند ارزو به دلی داشت و مرد
ارزوهایم را از سراب زندگی محو می کنم
تا پا به پای سراب زندگی عاشق نشوم
مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:
- میتونم بهت اعتماد کنم ؟!
در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده!!!!
انگشتت را
هرجای نقشه خواستی بگذار
فرقی نمیکند
تنهایی من
عمیقترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت
به عمق فاجعه پی نخواهند برد
دلتنگ تر از دلتنگیها.
گوشه ای مینشینم و حسرت را میشمارم و صدای
شکستن هاوباختن ها را.
وجودم رامحاکمه میکنم...
من کدام قلب را شکستم،
کدام امید را ناامید کردم،
کدام خواهش رانشنیدم،
کدام احساس را له کردم
و به کدام دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم.
تو را من چشم در راهم.........................
انتظار گاهی هم شیرینه ...............................
چون فقط برای توست..........................................
همه میگن بخشش از بزرگان است...
من بخشیدم و هیچکس بهم نگفت چقدر بزرگ شدی !
همه گفتند " بلد نبودی حقت رو بگیری "
باز کردم
پلک هایم را بوسید
بی کسی کنارم نشست و
تنهایی دستی بر سرم کشید
تو که رفتی
امروز چقدر ممهمان دارم!