سکوت
گــاه ســکوت طــولانــی مــفهــوم رضــایت نیست ،
آغــاز نــابــاور انــه یــک پــایــان است ... !
مــن غــرق ســکوت ، مــبهــوت ایــن پــایــانـ ـم ...
تــو حــتی آغــاز ایــن پــایــان را هــم حــس نــکرده ای . . .
گــاه ســکوت طــولانــی مــفهــوم رضــایت نیست ،
آغــاز نــابــاور انــه یــک پــایــان است ... !
مــن غــرق ســکوت ، مــبهــوت ایــن پــایــانـ ـم ...
تــو حــتی آغــاز ایــن پــایــان را هــم حــس نــکرده ای . . .
کاهی دلم برای باور های گذشته ام تنگ می شود
گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد
گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیر بی انتها امدند و رفتندُخسته می شود
گاهی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را می شکنند میگیرد
گاهی ارزو می کنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند...
سخته عزیزترینت عشقتو ازت بگیره و هیچی بهش نگی
سخته قلبت خرد بشه ولی کسی صداشو نشنوه
سخته دوستات بهت بگن تو چقدر شادی ولی از دلت خبر نداشته باشن
سخته هیچ کسی نباشه که راز دلتو بهش بگی
سخته سخته سخته
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
میخواهم برگردم به روزهای کودکی.....
آن زمان ها که
پدر تنها قهرمان بود.....
عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد .....
بالاترین نقطه زمین، شانه های پدر بود.....
بدترین دشمنانم،خواهر و برادر خودم بودند.....
تنها دردم ، زانوهای زخمی ام بودند.....
تنها چیزی که میشکست، اسباب بازی هایم بود.....
و معنای خداحافظ ، تا فردا بود