آرزو هایم..
ارزوهایم را می فشرم در خاک
که گویا نفسی حبس کردم در اب
می سپارم ارزوهایم را به دست دریا
که شاید مرحمی باشد برای قلب شکسته ی ناپیدا
می کشم ارزوهایم را به دست طوفان
تا نگویند ارزو به دلی داشت و مرد
ارزوهایم را از سراب زندگی محو می کنم
تا پا به پای سراب زندگی عاشق نشوم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 14:11 توسط صبا
|
سلام امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد.یادتون نره حتما برام نظر بذارین!