همه ی خاطراتت تکه تکه وپاره

نوشته هایت خوانده و سوا شده

میخک ها رابو کردم بخاطر و بیادتو

اتاقم .......بوی حسرت میدهد

جلوی آیینه می ایستم و.....

برای تقدیر خودم گریه میکنم...