محکوم...
خسته ام
اما محکومم به زندگی کردن
محکومم به نفس کشیدن
محکومم به لبخند زدن های مصنوعی
محکومم به تظاهر کردن
محکومم به....
خدایا تمام محکومیت هایم را می پذیرم فقط بگذار که اشک هایم بی اجازه جاری شوند......

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:46 توسط صبا
|
سلام امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد.یادتون نره حتما برام نظر بذارین!