در هیاهوی زندگی ذریافتم

چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم

و چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد

در حالیکه  قصه ای کودکانه  بیش نبود

و دریافتم کسی هست

که اگر بخواهد می شود واگر نه نمی شود

به همین سادگی

کاش نه می دویدم

و نه غصه میخوردم

بلکه فقط او را می خواندم...................

 

خدایا میشه نگام کنی؟؟؟