-        گر دلت یاد کسی کرد وفرو ریخت به یاد آر:که من نیز به یاد تو چنینم.

-        میدانی گاهی خودم را به مردن میزنم

وقتی در آیینه چشمانت خودم را نمی بینم

وقتی اسمم را صدا نزنی...اما نمی دانی وقتی که می شوی کوه غم ها

وقتی که چشم هایت بی برق شادی ، از اشک برق بزند

من خودم را به مردن نمیزنم ،من واقعا خواهم مرد

-        ریشه از سنگ پرسید :چرا مانند خاک از خدا نمی خواهی که از تو انسان بسازد؟سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آن قدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم.

-        در میان مشکلات زندگی گاهی سکوت کن شاید خدا حرفی برای زدن داشته باشد.