-        من که می ترسم از هجرت دوست

 کاش میدانستم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد

-        ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود عاشق شده بود.
- گستاخی خیالم را ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمیکند !

-        دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان ! این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ، خدایا کمی عشق ببار .
 
- چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد
!
 
- سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست / گر در این خلوت بمیرم هیچکس آگاه نیست / من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی / این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست .

-        خاطرات چوب های خیسی هستند که با آتش زندگی نه می سوزند و نه خاکستر می شوند !
 
- دیگر نمیدانم که را باید صدا زد / این قلب را تا کی به طوفان بلا زد / من باغبان فصلهای انتظارم / تو خوب میدانی من اینجا بی قرارم .
- دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
/ گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست / من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست .

-        در این زندان تنهایی ، به هر سو هرکجا هستم / از این بابت دلم شاد است که گاهی میکنی یادم .
- کاش فاصله ها اجازه می دادند وقتی قلبها به یاد هم می تپند ، در کنار هم باشند .
 
- صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ، ای شکوه بی پایان ، ای طنین دل انگیز ، من می شنوم ، به آسمان بگو که من می شکنم هرآنچه که تو را شکسته و می شنوم هرآنچه در سکوت تو نهفته !

-        در کوهپایه های عشق دست کسی را مگیر وقتی میدانی که در قله او را رها میکنی .
- به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد
/ به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز .